تبليغاتX
طلوع عشق

خرمن این  همه  سکوت     

صورت آسمان را می دزدد  

     

دست می کشند مادران سرخ  

به کشاله کهکشان ها

اتوبوسهای بیگناه متهم اند   

  به دزدیدن مسافران

و روسریها ی متجاوز       با نبض اجساد در دستشان

در مرگ ستاره می مانند

تا آب تر شود

از حضور پریها یی       که تنشان به حراج رفته

روز سختی خواهد بود

اگر حکایتها آویزان شود        از  گردن هر زنی

و یا کبوتری خوش نام

در سایه سیمی عریان      خودکشی کند

و آنگاه خرمن ها در تشییع پیکرش

به روشنی دشت خیانت کنند

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/03ساعت 1:6 توسط آزاده |